خواهر گلم خواهر گلم ، تا این لحظه: 29 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره
اورانوساورانوس، تا این لحظه: 32 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره
سیاره منسیاره من، تا این لحظه: 11 سال و 6 ماه و 24 روز سن داره
🍄‍🟫🍄‍🟫، تا این لحظه: 28 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

🌠سیاره

حال بدم از ...

نمیدونم این چه اصراريه که بابام ميکنه ما بريم خونه عموم ،این دوره خانوادگی ای که ماهی یه باره و ما شاید تو این دو سالی که از تشکیلش میگذره سه بار بیشتر نرفته باشیم ...اما بابام ول کن نیست گقتی که میريم همه یه جوری نگاهمون میکنن که انگار آدم ندیدن ! اونا فقط بابام میخوان من که حالم بهم میخوره از همچین جمعی ...
10 بهمن 1394

یه عالمه حرف

الان که دارم مطلب می نویسم برف واستاده،ناراحتم آخه خیلی کم بود ... امشب بابام دوره قرآن رفته بود وقتی برگشت ما به بهانه مرغ سوخاری بردیمش بیرون آخه حتی دیدن برفم خودش لذتی داره ؛دستش درد نکنه اونم قبول کرد.بعدم رفتیم جلوی حرم سلام دادیم ،چرا این هفته قسمتومون نکردی امام مهربون ؛ازت میخوام هفته جدید لیاقت اومدن داشته باشیم ... الان باید بیدار باشم تا اذون صبح آخه اگه بخوابم نمازم قضا میشه . چه حالی داره با خواهرم همچنان بیدار ..... پ ن :دعا میکنم ظهور امام عزيزمون نزدیک بشه  پ ن ۲؛و اینکه فردا روز خوبی باشه ایشالا ...
9 بهمن 1394

سرما ...

همچنان هوا سرده دیشب اونقدر سرد بود که مجبور شدم سرم بکنم زیر پتو ،شانديز که حسابی برف اومده ،باز جای شکرش باقیه .... پ ن : امروز باید سازم تمرین کنم ،این هفته حسابی تنبلی کردم و فقط امروز برام موند ...
8 بهمن 1394

بدون عنوان

امشب هوای اینجا فوق العاده سرده ...منم که سرمايي همش باید جوراب پام باشه وگرنه یخ میزنم ...
7 بهمن 1394

ایا؟

اصلا حال خوبی نداشتم و ندارم ،البته یکم بهتر شدم ،از وقتی با دوست م حرف زدم ... امشب بعد از رفتن خالم حالم اصلا خوب نبود ،گریه کردم خیلی ناراحت بودم ...نمیدونم دلیلش چیه . ایشالا بهتر شم دوست دارم نه خیلی شاد فقط به روال عادی زندگیم برگردم ،یعنی میشه ؟
7 بهمن 1394

عضویت

امشب خواهرم هم وارد دنیای شبکه های اجتماعی شد ...عضو شدیم تو گروه خانوادگيمون . خیلی جالبه حتی تو اونجا هم کسی من و خواهرم نمی بینه و و جودمون رو حس نمی کنه !دیشب بیقرار رفتن به حرم بودم اما بابام فشارش افتاده بود و نمی شد بريم ،امشب خودش گفت اگه دوست دارین بريم ؛کاش من مشکلی نداشتم و پاک بودم تا بتونم نماز بخونم اما دلم خیلی آشوبه هنوز نمیشه و نشده به خواستم برسم ،یا امام رضا دلم تو رو میخواد         بهم نگاه کن  ای امام دل های بیقرار  ای یار تنهایی هام  ای پناه بی پناهان  چقدر ازت بخوام  چقدر بیام حرمت  چون زايرت نیستم  چون در مجاورتت زندگی میکنم  چون ب...
6 بهمن 1394

خسته ام خیلی خسته

امروزم شروع شد چیز جدیدی نیست و برای من فرقی نداره  امروز بابام فشارش هی می افتاد و سرش گیج میرفت ،خودش میگه همش به خاطر شما و ايندتونه که من اینجوری میشم ،به خاطر شماست که توی این مدت کم موهای سفیدم بیشتر شده به خاطر شماست ،تقصیر شماست ....انقدر از این حرفا شنیدم که گوشم پره ،خوب اگه می تونین برای ما یه کاری بکنین ما که خودمونیم تعجب کردیم از این وضعیت آخه این ما نیستیم ... ما اونقدري تجربه نداریم که بتونیم راه درست انتخاب کنیم ،این شمايين که باید کمکمون کنید نه اينکه همش اجبار و زور و تحقیر ... من و خواهرم از پارسال که یک دعا پیدا کردیم اونم کجا !زیر ظرفاي بالای کابینت که قد هیچ کس بهش نمیرسه ...خیلی ترسیدیم و میگیم شاید واقعا ی...
5 بهمن 1394

خدایا کمک ....

همچنان درگیر دوئل بین خواسته هام هستم ،موندم چه کاری انجام بدم ،احساسی بهم میگه که دیگه وقت تمومه و نمیشه کاری کرد ،اما از یه طرف به حسرت بعدش فکر میکنم ...  
4 بهمن 1394

بدون عنوان

امروز ساعت 12از خواب بیدار شدم ،دیشب کلی خواباي وحشتناک دیدم  دوست دارم امروز روز متفاوتی باشه ،از یکنواختی خسته ام هیچی راضیم نمی کنه ...
4 بهمن 1394

شنبه 3بهمن

الان از کلاس اومدم ،خیلی خسته ام ...تین وسط نمیدونم فیلم گرفتنشون دیگه چی بود با اون همه خستگی باید حواست باشه خراب نکنی تو فیلم ضایع شی ... خواهر گلم به اصرار من امروز با مامانم رفت بیرون واسه خودش لباس خرید ،الهی فداش شم بهش گفتم واسه من نخر ،برای منم خریده دستت درد نکنه خواهر گلم مرسی که انقدر به فکر خواهرتي .
3 بهمن 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به 🌠سیاره می باشد